نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۴/۰۱/۰۸

 
نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۳/۱۰/۱۶

يه حس خوب

 

 
نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۳/۱۰/۱۶

به چه مي نازي ؟

 

  مقصدت خاك است . . .

 

 
نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۳/۰۹/۰۹

 
نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۳/۰۸/۲۱

يادش بخير چقدر وقت براي عكاسي داشتم


نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۲/۱۲/۲۶


نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۲/۱۱/۰۸


يواش يواش بهار مياد 


نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۲/۱۰/۱۹

سلام به همه شما عزيزان

دوتا عكس از درياچه شورمت مي زارم اميدوارم خوشتون بياد

نظر يادتون نره


اميدوارم خوشتون اومده باشه


نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۲/۱۰/۰۹


عجب عكس قشنگيه

نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۲/۰۹/۲۸

چيز تكراري ميتونه باشه نوشتن در مورد شب يلدا

اگه يه كوچولو به خودتون زحمت بدين يه خورده صفحه رو برين پايين تر درمورد

شب يلدا پارسال يه شعري رو تو وبلاگ قرار دادم ميتونين ببينين . 


 
نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۲/۰۹/۰۴

سلام به همه ي دوستان گل

نميدونم چرا ديگه اون حس و حال قبل براي نوشتن مطالب و گرفتن عكس هاي جديد البته كپي كردن مطالب جديد كه همتون توش اوستا هستين رو براي قرار دادن تو وبلاگم ندارم . رفت اون ذوق و شوق قبل .

آخ كه چقدر دلم تنگ شده براي دست گرفتن دوربين و رفتن به جمشيدآباد و جوارم و اون دوروبرها براي گرفتن عكس هاي تازه و اونم تو اين فصل كه جنگل داره لباسش رو عوض ميكنه . چرا كه تو اين فصل رنگ زرد مد ميشه براش . قصد دارم اين آخر هفته اگه هوا خوب باشه يه دوري بزنم و عكس هاي جديدي بگيرم اگه خدا بخواد تو وبلاگ هم ميزارم تا همه لذت ببرن . البته اگه كسي پايه هست و حالشو داره بهم بگه با هم بريم عكس هاي خوشگلي ميشه .

بازم ممنون از همه شما عزيزان كه تو اين ركودي كه به وبلاگم امده بود هنوز بهش سر ميزنين

 
نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۲/۰۷/۰۸
هوا تو كردم

من حيرون تو اين روزا

هوا تو كردم

دلم ميخوادت ، ميخوام بيام تو آسمون دورت بگردم

هوايي ميشم همون روزا كه ميبينم هوامو داري

ميخوام بدونم تا كي ميخواي ببيني و به روت نياري

نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۲/۰۱/۱۰

سال 1392 رو به همه شما دوستان تبريك عرض مي كنم و

اميدوارم سال خوب و پر بركتي رو داشته باشين


اين اولين مطلبي بود كه در آغاز راه تو وبلاگم نوشتم و امروز كه دوباره

خوندمش خيلي برام جالب بود گفتم دوباره تو اين پست قرارش بدم


دکتر علی شریعتی :

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر

تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید .

و سوم – که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!

… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ، آن پسر قوی هیکل ته

کلاس را دیدم در حالیکه :

زن داشتم ، سیگار می کشیدم و کچل شده بودم.

و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند

ممکن است در خودش بوجود آید.

نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۱/۱۰/۱۰

براي ديدن عكس هاي بيشتر به ادامه مطلب برويد

 برف
نویسنده : حمزه
تاریخ : ۹۱/۱۰/۱۰

از اونجايي كه وقت نكردم عكسي از اولين برف بگيرم

يه سري عكس از برف پارسال رو قرار ميدم .

اميدوارم خوشتون بياد

 
 
سلام به همه ی دوستان که از این وبلاگ بازدید می کنند . من قصد دارم تو این وبلاگ عکس ها و مطالبی که دوست دارم قرار بدم امیدوارم شما هم از اونها خوشتون بیاد .
( نظر یادتون نره )